تصویرسازی مفهومی پیوند اجزای جمله با نوارهای کاغذی

مروری بر پیشینه‌ی پژوهش‌های ساخت فعل در زبان فارسی

فعل به عنوان یکی از بنیادی‌ترین عناصر جمله، و به تبع آن زبان، از جهات مختلف قابل‌ بررسی است:

  • از نظر شکل و ساخت: فعل‌های ساده، غیرساده، و تقسیم‌بندی‌های مختلف دیگر
  • از نظر معنایی: فعل‌های حرکتی، ذهنی، شناختی، و مانند آن‌ها
  • از نظر مقوله‌های تصریفیِ فعل یا سازه‌های صرفی-نحوی در کنار: وجهیت/ وجه‌نمایی، نمود، زمان، سببی‌سازی، شگفتی‌نمایی، گذرایی، جهت

در مطالعات دستوری و زبان‌شناختی زبان فارسی، کم‌وبیش به این وجوه مختلف پرداخته شده است، اما پیشرفت مطالعات زبان‌شناختی و ظهور دیدگاه‌ها و نظریه‌های جدید و نقد دیدگاه‌های پیشین نیازمند بازنگری و گاهی ارائۀ دستاوردها و یافته‌های جدید است.

از این رو، بر آن شدیم تا با فراخوانی، از پژوهش‌گران و صاحب‌نظران دعوت کنیم آخرین یافته‌های خود را در زمینۀ «بررسی ساخت فعل در زبان فارسی» با علاقمندان به اشتراک بگذارند. مطالعۀ دیگر جنبه‌های فعل را به فرصت‌های آتی موکول می‌کنیم تا هر نشست به صورت تخصصی‌تری برگزار شود.

  در مورد انواع فعل در زبان فارسی از حیث ساخت و شکل آن مطالعات فراوانی صورت گرفته و دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. ساخت فعل غیرساده با عنوان‌هایی چون «فعل مرکب»، «فعل همکردی»، «فعل گسترده» و با بررسی ویژۀ «فعل سبک» بیش از سه دهه است که یکی از مباحث محوری در مطالعات زبان‌شناسی ایرانی بوده است.

شاید بتوان گفت خانلری (۱۳۶۵، ج ۲، بویژه ۱۷۱-۱۷۵) یکی از نخستین کسانی است که با طرح اصطلاح «همکرد» برای بخش فعلی در فعل‌های غیرساده و «همراه» برای بخش غیرفعلی آن‌ها دست به نظریه‌پردازی در این زمینه زده است. به نظر می‌رسد در فارسی امروز، گرایش به ساخت فعل‌های غیرساده است؛ درباره‌ی دلیل زایایی کم‌تر فعل‌های ساده در زبان فارسی، برای نمونه نگاه کنید راسخ‌مهند (۱۴۰۴) و ساسانی (۱۴۰۳: ۱۳۳-۱۴۴).

به بیان دیگر، شمار زیاد فعل‌های غیرساده تمایل فارسی به ساختن آنها موضوعی چالش‌برانگیز است. دستورنویسان سنتی مدت‌ها به این ساخت‌ها توجه داشته‌اند، اما دبیرمقدم (۱۳۷۴) یکی از کسانی است که برای نخستین بار با مرور پژوهش‌های پیشین، کوشید دو طبقۀ اصلی فعل مرکب، فعل مرکب ترکیبی و فعل مرکب انضمامی، را در زبان فارسی از هم تفکیک کند.

برخی از پژوهش‌های بعدی در این تمایز تردید کردند (البرزی، ۱۳۷۷، طباطبایی، ۱۳۸۴؛ طبیب‌زاده،۱۳۹۱؛ ساسانی، ۱۳۹۰). بخش عمده‌ای از این پژوهش‌ها به جایگاه نحویِ عنصر غیرفعلی اختصاص دارد. آیا این سازه‌های مرکب واحدهای واژگانی‌اند که به صورت تک‌واژه ذخیره شده‌اند، یا سازه‌هایی‌اند که توسط نحو تولید می‌شوند؟  

یکی از نکته‌های مهم در این مبحث جدایی‌پذیری است: عنصر غیرفعلی می‌تواند با عناصری همچون پیشوندها (نفی، نمود استمراری/ناقص، وجه التزامی)، فعل‌های کمکی زمان آینده و واژبست‌ها از فعلِ سبک جدا شود. سامولیان و فقیری (۲۰۱۳) با استدلال‌هایی نشان داده است که سازه‌های مرکب اسمی در فارسی، با وجود عملکردشان به عنوان واحدهای معنایی، تمام ویژگی‌های نحویِ ترکیب‌های عادیِ متمم-فعل را دارا هستند: عنصر اسمیِ این سازه‌ها درست مانند مفعول مستقیم، قابلیت پذیرش تعیین‌گر و کمیت‌نما، توصیف‌شدن، استخراج و مجهول‌شدن را دارد.

او نتیجه می‌گیرد که این هم‌سانی، برقراری تمایز صوریِ مقوله‌ای میان سازه‌های مرکب و توالی‌های عادیِ فعل-مفعول/ فعل-متمم را غیرممکن می‌سازد، چرا که تفاوت‌های موجود ماهیتی معنایی دارند نه نحوی؛ مشابه همین رویکرد را می‌توان در کار ساسانی (۱۴۰۳، بویژه فصل ۸، و ۱۴۰۵) و ساسانی و عباسی (در دست انتشار) مشاهده کرد. این دیدگاه در تقابل با تحلیل‌هایی قرار دارد که جایگاه نحوی ویژه‌ای برای سازه‌های مرکب قائل‌اند (کریمی ۱۹۹۷؛ کریمی‌دوستان ۱۹۹۷؛ مگردومیان ۲۰۰۲).

بحث سهم و مشارکت معنایی فعل‌های سبک و اصول حاکم بر تناوب آن‌ها نیز موضوعی درون این گستره است. برای نمونه، کریمی‌دوستان (۱۹۹۷) نشان می‌دهد که فعل‌های سبک از نظر معنایی تهی نیستند، بلکه بر نمود و ساختار موضوعی فعل اثر می‌گذارند. پژوهش‌های بعدی به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که چگونه یک عنصر پیش‌فعلی واحد می‌تواند با فعل‌های سبک مختلفی مانند «کردن»، «زدن»، «کشیدن» و «دادن» ترکیب شود و محمول‌هایی مرتبط اما متمایز پدید آورد.

افرادی مانند فولی، هارلی و کریمی (۲۰۰۵) و مگردومیان (۲۰۰۱، ۲۰۱۲) به بررسی فصل‌مشترک نحو و معناشناسی می‌پردازند و استدلال می‌کنند که ساختار موضوعی فعل‌های مرکب در زبان فارسی، نه از طریق بازنمایی مستقیم از واژگان، بلکه به شیوه‌ای ترکیبی در سطح نحو مشخص می‌شوند، در حالی که سامولیان و فقیری (۲۰۱۴) رویکردی متفاوت را پیشنهاد می‌دهند.

با وجود مطالعات گسترده دربارۀ ساخت فعل در زبان فارسی، هنوز می‌توان از زاویه‌های مختلف به این آن نگریست و بر اساس رویکردهای تازه در زبان‌شناسی، نظریه‌ها و الگوهای پیشین را به چالش کشید و دیدگاه‌های نو عرضه کرد. این فراخوان برای نیل به این مقصود شکل گرفته است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا